بامدادان
بار ایمان و وظیفه شانه می شکند مردانه باش
یادش به خیر مادرم
یادش به خیر مادرم!
از پیش
در جهد بود دائم، تا واژگون کند
دیوار اندهی که ، خبر داشت
در دلم
مرگش به جای خالی اش احداث می کند
خندید و زیر لب گفت:
"این جور وقت هاست
که مرگ
از وظیفه ی بی حاصلش
ملال
احساس می کند!"
!! نوشته شده توسط ایمان
| 19:3 | پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385
•


